السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
330
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
تعبير كرد و در جاى ديگر « ردءاً يصدّقنى » گفت . بعد از آن وجود سه ويژگى را در شخص وزيرى كه خواهان او است ، نام برد . يكى از ويژگىها ، آن بود كه وزير ، از « اهل خانواده » او باشد . اين ويژگى از جهت شؤون حضرت موسى به شمار مىآمد . زيرا هيچكس جز او در اين خصوصيّت با او يكسان نبود و اين صفت شرط مطلق نبود زيرا بعدها حضرت موسى جناب « يوشع » را خليفهى خود قرار داد و خلافت از وزارت مهمتر و عظيمتر است . همچنين شرط است كه وزير نيرومند باشد و توان انجام كار وزارت را داشته باشد و در نزد اهل حلّ و عقد ، داراى شأن و موقعيّتى باشد . و در خليفه شرط است ( غير از شروطى كه گذشت ) كه از خانواده و خويشاوندان حضرت رسول باشد ، به طورى كه هر دو به يك پدر برسند تا خليفه در نزد مردم گرامىتر و محترم باشد . بدين جهت بود كه خدا هيچ پيامبرى را بر بنىاسرائيل مبعوث نكرد ، مگر اينكه از خودشان و از نوادگان موسى يا غير موسى بود . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اين مطلب را در جانشيان خود شرط دانسته است ، آنجا كه فرمود : « الائمّة من قريش » تا با سنّت خداوند در پيامبران بنىاسرائيل همراه و همگام باشد . « 1 » نويسنده گويد : ما نيز به همان نكته متمسّك مىشويم كه او بدان متمسّك شد و نزديكبودن خليفه را به پيامبر ، شرط خلافت قرار داد و رجوع پيامبر و خليفه را به يك پدر لازم دانست . در پى آن مىگوييم كه نسبت به جانشينِ بحقّ پيامبرمان صلى الله عليه و آله و سلم شرط است كه از خويشاوندان او از بنىهاشم باشد . در اين جا است كه امامت و خلافت علىبنابىطالب عليه السلام ثابت مىشود ، زيرا او در بين بنىهاشم ، از همگان برتر است . از آنچه كه دهلوى در بارهى لزوم استمرار سنّت جاريه الاهى گفت ، فهميده مىشود كه جانشينان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مىبايست معصوم و از جانب خود آن حضرت نيز منصوص باشند و مىبايست بعد از آن حضرت ، از همگان برتر باشند .
--> ( 1 ) . ازالة الخفا 2 : 162 .